زنگ انشاء

کسی که زنگ انشاء رو دوست نداشت ولی الان دوست داره بنویسه

جای امن

پسر خاله :ببین دختر خاله 
روبروم ایستاد؛ پاهاشو  کنار هم گذاشت
یه نگاه به جوراباش کردم
:حالا چرا لنگه به لنگه پوشیدی پسر خاله ؟
پسر خاله _بدو بدو رفتم مسجد؛ رکوع اول بود که متوجه شدم رنگ جورابم با هم فرق داره

طولانی ترین شب سال

من رو با نانچیکو بزنند شب جایی نمی خوابم

یه شب به اصرار دختر دایی ؛خونه دایی جان موندم(چند سالی از من کوچکتره )

ساعت ده شب بود  که دختر دایی با دو دست رختخواب اومد و گفت :

دختر عمه  من امشب پیش تو می خوابم

با تعجب نگاش کردم و گفتم :

شلوار 90 سانتی

:نوه مش حسین چیکار میکنی ؟نوه من رو چرا توی این آفتاب بیرون آوردی ؟

_تیغ (خار بیابون) جمع میکنم

:برای چی جمع میکنی ؟

_می خوام آتیش بزنم

جام جهانی چشمانت ...

جهانی که منتظر یک نگاه توست 


اللهم عجل لولیک الفرج


لینک چالش رادیوبلاگیها

به دعوت آقای رحمانی

دعوت :از تمامی دوستان


دومین جوجه /موقت

دومین جوجه


دومین جوجه طلایی و سفیدِ

با هم دعوا میکنن 😁

اولین جوجه به دنیا اومد:)/موقت

عصر آن روز


هر روز عصرها کنار  رودخونه  روبروی خونه مامان بزرگ زیر سایه درخت پشه  می نشستم .گاهی اوقات تنهایی گاهی اوقات با بچه های روستا.البته درست یا غلط بودن نام درخت رو نمیدونم .اهالی روستا به این درخت ؛درخت پشه میگفتند .همیشه لابه لای شاخه هایش گروهی از پشه هایِ صد تایی یا بیشتر وجود داشت  .نزدیک غروب از چند متری درخت نمی تونستی رد بشی. توی رودخونه همه چیز بود از خرچنگ حلزون وماهی گرفته تا بطری پلاستیکی مایع ظرف شویی ...

چشم زخم

وبلاگم رو چشم زدند

 یه بنده خدایی گفت ؛با وجود 60 دنبال کننده چرا هر  پست بیشتر از 30 یا 40 کامنت داره

هر چند تا به الان به چشم زدن یا همون شما چی میگید (چشم زخم درسته؟ ) اعتقادی نداشتم ولی پیدا کردم

+شوخی بودا
++به علت پیدا نکردن ایده این پست رو قرار دادم :))

شک دارم

دو ساله وقتی کولر رو روشن می کنند ؛ من سردم میشه

تحمل کولر رو ندارم  بدون کولر هم یه وقتای سردم هست .باید یه گوشه کنار خونه بشینم

مامانم میگه: مادرم (مادر بزرگم  ) آخرای عمرش همین جوری شده بود

و دوباره میگه  مادر زنداییت هم آخرای عمرش اینجوری شده بود


اصلا شک دارم متعلق به این خانواده باشم .من رو از پرورشگاه(به قول نوه خاله یتیم خونه ) نیاوردن :(



اشکال

برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
۱ ۲ ۳
زنگ انشا فرصتی برای از خود گفتن و به خود باوری رسیدن زنگی برای زیبا دیدن و زیبا اندیشیدن
نویسندگان
Designed By Erfan Powered by Bayan