زنگ انشاء

کسی که زنگ انشاء رو دوست نداشت ولی الان دوست داره بنویسه

خوابم نمیاد

کافیه بعد از ظهر نیم ساعت بخوابی 

ساعت3:05 من همچنان بیدار 😕😕

پیشنهاد به دوستان دنبال کننده: داستان پنج روز بدون وقفه را در وبلاگ کنج بخونید 😊

من کلا یه مدته خیلی کم میخابم😐😑
تو هم بیداری 
عجب سوالی پرسیدم😂😂
من بعد از ظهر یه کوچولو خوابیدم:(
ساعت سه و چهارده دقیقه
منم بیدارم تنها نیستی:-D

سلام عزیزم

خدا رو شکر تنها نیستم :)

ن خوابم 😐😅
چیکار کنم جدی؟
کار خاصی هم ندارم همین طوری بیدارم :(
خخخخ
ستاره ها رو بشمریم 😁
خواب کلا پر 😁😁
عه آسوکا همین الان داشتم تو وبلاگای برتر نگای ووبلاگس می کردم چقدر به ما نززدیکه
:)
با سلام و عرض ادب :
بنده را هم در لیست شب بیداران اضافه بفرمائید لطفا .
سپاسگزارم .
سلام 
خوش اومدید 
ان شاءالله تا صبح همگی بیداریم 
ن به گفته تو میخام برم فرش رو متر کنم :|
یادته ؟ خخخ:)
اوهوم یادمه 
تو کل خونه رو متر کن 😁😁
قبوله.
پس تو هم گل های فرشاتون رو بشمر😊
هرکی زودتر شمرد برندس😐😅
خخخخ
عاقا قبول نیست متر کردن راحتتره 😁
جایزه چی میدی ؟
ممنونم از شما .
بخت و اقبال با من یار بود
این افتخار نصیبم شود که در محضر بزرگواری چون شما باشم  .
بله یه حکمتی داشت این بیداری ما 
با شما آشنا بشیم
باعث افتخاره آشنای با شما :)
جایزه؟
کوفت 😊 کوفت میدم😊:دی
منظورت همون کوفته است دیگه 😂😂
خیلی کوفته دوست دارم 😍
ن گلم مغلطه(املاش درسته؟:دی) نکن :|
همون کوفتی که خودمون میدونیم😊
خخخخ
کوفتم خوبه 
حالا چه شکلیه ؟🤔😁😁
سرور و بزرگوارید بانو
شبی پر از صفای دل برایتان آرزو میکنم .

سپاسگذارم 
همچنین برای شما :)
ای بابا:|
اصلا هرچی تو بخوای میدم😐😅
من کوفت میخوام 😢😢
😁😁
:(  ؛)
سلااااااام
تو هم که بیداری 
بفرما بفرما 😍
☹☹
خودت گفتی خب 😕😕
اوهوم😒
خوشگل نگام کن 
اینجوری 😍😍
😁😁
سلاام 
اهوم بیدارم 
فرماییدم از قبل😍😄
خوش اومدی عشقم 😘😘😍
یه نگاه به وب منم بندازید امشب اخرین قسمت رو گذاشتم
بله ممنون 
خیلی خوب بود پایان خوبی داشت 
مچکرم 
راستی خوبی؟
بله خوبم خدا رو شکر 
دو قلوها چه خبر ؟
بالاخره خوابم گرفت:)
برم بخوابم:)
شب بخیر 🌼
من مسکن تو بودم 😍
فردا کوفت رو بیار 
منتظرتم 😁😁
می دونم شما که مشتری دست اولید بقیه
اهان 
دوقلو ها از دستشون مردم از خنده....
یکی از اونا دیشب بی خوابی زده بود به سرش تا صبح میگفت جن دیدم صبح هم صورتش باد کرده بود 😁😁
داشتم سالاد درست میکردم اسما اومد بالای سرم گفت کلم ها خیلی بزرگن  ریز تر خورد کن:/ حالا ریز بودا ولی دیگه اسماست 
محمدم اومده بود میگفت یکم گوجه بهم میدییییی 
عاشقشونم داشتیم بازی میکردیم(میدونی فکر کنی من داشتم از ته دل باهاشون بازی میکردم مجبورم کردن) پام خورد به در خون اومد 
خونو که دیدن گفتن بیا بریم دکتر بازی خلاصه بابا اومد نجاتم داد
خیلی داره بهت خوش میگذرها 😁😁
جن 😨
صورت ورم کرده 😨
نچ نچ چرا کودک درونت رو فعال کردی تو اخه این بلاها سرت بیاد 🤓🤓
حتما تو میشدی مریض اونا دکتر 😁😁
باور کن راهی بیمارستان میشدی (دور از جون )
اهوووممم😍😍
دیگه محمد رویا پرداز منههه😍😍😍
آره دیگه چشماش گم شده بود😂😂
آخ هیچی نگوووو خیلی خوش گذشت فقط من برای پریدن کمی قد بلند بودم برای همین الکی میخندییدم 😂😂😂😂😂😂
دقیقا من میخواستم برم پامو بشورم محمد دستامو گرفته بود اسما هم خودش رو انداخته بود روم ابرکم پامو (الکی) پانسمان میکرد آخرم به صد بیچارگی بابامو صدا زدم آخه از هیچکس حساب نمیبرن جز بابام😎😎😎
هعییییییی😒🙃🙃🙃

ابرک امشب پیش من خوابه داره حرف میزنه توی خواب میگه وایستا دارم میام🤤🤤

محمد عشق تو دیگه 
محمد رو بذاریم فریزر تو رو زود پز (شوخی)
ای جانم چشم 🤐🤐
نچ نچ نچ پرش هم میرفتی 😎😎
خدا رو شکر از اقای پدر حساب میبرن 😎
منم بچه بود توی خواب حرف میزدم الان نه 
کجا میخواد بره 😄😄
اولین و آخرینش🤚😌
هههههعه 
زشت بود اگه کسی نبود حتما انجام میدادم تازه زایه تر این بود که دامن بلند هم پوشیده بودم تصور کن دیگه😂😂
چه میدونم هی میگه میام بذار فردا ازش می پرسم ولی مطمئنن یادش نمی مونه ☺
نوچ نوچ حرف میزدی😁
ای جان چقدر هم دوستش داره 
همون به خاطر زشت بودن الان میذاشتیش زود پز خخخخ
اهان 😎
عمرا یادش بیاد 
تا دلت بخواد ولی صبح هیچی یادم نمیامد 😁
خیلیی
دلت میاد 
من پوشیده بودم😶😶😶
نه دیگه آدم یادش نمی مونه 
من راه میرفتم مامانم منو چند بار در حال خروج از خونه گرفته بود 
فکر کن من تا ۹ سالگی راه میرفتم
خواهرم میرفت خونه عمه خواب میشد ولی مامانم منو نمیذاشت میگفت کسی متوجه نمیشه از خونه بیرون میشی بیچارمون میکنی 😂😂😂
تا همین الانم گاهییییی دقت کن گاهههههییی راه میرم😔😔😶😶😶😂😂😂
یه بارم منو در حین افتادن از پنجره گرفته بودن:/
این آخر یا دیگه پامو به دری کمدی چیزی با شال محکم میبستن منم تا حواسشون پرت میشد بارش میکردم آخه خیلی نکن بود و دردم میومد😶😶😶🙄
خیلیییییی به به چشمم روشن😁😁
آفرین گلم تو خانمی 😍
جدیییییییی!😮😮😮
باید درها قفل میکردن از دست تو نچ نچ نچ😎😎
الانم نهههههههههه🤔🤔
Looks like an OWL
0-0
آره بابا^_*
قفل میکردن ولی نه با کلید😎
آره گاااهههههیییییییی چی بشه من راه برم 🙂
هنوزم خواب نداری؟
من خواب داشتم نداشتم کلهم پرید😪😫

:))
وای وای 😎😎
خب پس زیاد راه نمیری 
چرا خوابم گرفته اذان صبح رو هم گفتن 
نه دیگه اونقدرم وضعیتم حاد نیست😂😂
مزاحمت نشم برو اول نمازت رو بخون بعدم بخواب🤗🤗🤗
شبت/صبحت بخیر 😀😊😊
میدونم میدونم 😎😎
مراحمی 😍
مرسی که بودی مثل همیشه دوستت دارم خدانگهدار😍😍😘😘
سلام 
صبح بخیر
مطمئن یه کوچولو بوده؟؟
سلام عزیزم صبح و ظهرت بخیر
باور کن حسانه یه کوچولو بود :))
شب بیخر...:))تا ساعت 5 بیداری:// 
ظهر و شبتون بخیر :)
گاهی اوقات که بعدازظهرها بخوابم:)
منم بیدار بودم. حاضر میشدم بدم سفر 😏
به سلامتی بری و برگردی دوست خوبم :)
صبح بخیر :)
سلام
صبح و ظهرتون بخیر :)
چرا شبا نمیخوابین شما😧😧
سلام
یه وقتای که بعداز ظهرها بخوابم :(
سلام
من ساعت 10 شب هم که بخوابم 12 شب خوابم میگیره 
اصلا یه چیز عجیبیه
سلام
خوشبحال شما
خیلی عجیبید

سلام

معلوم تا لنگ ظهر هم ازتونخبری نبود

بابا فدای سرت.بیدار باشی میخواهی چیکار کنی.همون خواب هم به نیت عبادت بخواب...

مگر چشم انداز زیبا داشته باشی.خواب میزون میشه...

سلام عزیزم نه 9 بیدار شدم
صبح تا ظهر کتاب میخونم عزیزم
ممنون از راهنماییت
خوابم خوبه بعدازظهرها بخوابم ؛خوابم نمیبره شبا خخخ
سلام پس الحمدالله آخه با یه حسرتی گفتی...
سلام
خدا رو شکر ....
نظر دادن تنها برای اعضای بیان ممکن است.
اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.
زنگ انشا فرصتی برای از خود گفتن و به خود باوری رسیدن زنگی برای زیبا دیدن و زیبا اندیشیدن
نویسندگان
Designed By Erfan Powered by Bayan