زنگ انشاء

کسی که زنگ انشاء رو دوست نداشت ولی الان دوست داره بنویسه

سوتی در فامیل

اگر در بین فامیل ما کار اشتباه یا همون سوتی بدی فراموش نمیکنند  .همیشه یادآوری میکنند
 منم که کم سوتی نمیدم
چند مورد  رو مینویسم

1-یادمه 6 یا 7 ساله بودم که با خانواده دایی رفتیم پارک. اسم پسر داییم سعید بود و   الان  هم هست. 4 سالی از من کوچکتر .در پارک بازی میکردیم بدو بدو اومدم پیش خانواده نفس زنان خواستم سعید رو صدا کنم . گفتم سید.همه همون موقع خندیدن  .الان با گذشت چندین سال دختر دایی هر وقت منو میبینه میگه یادت میاد به سعید گفتی سید بعد قهقه میزنه خب اشتباه لپی بود.

 2-دو سال پیش رفتیم خونه دختر خاله .دو نوع خورش گذاشته بود قیمه و آلو .زمان جمع کردن وسایل سفره؛ خورش ها  رو من میریختم داخل

قابلمه. یکی در میون خورش ها رو جابه جا میریختم. شده بود قیمه آلو .هر 2 رنگها شبیه به هم بودن خب . مگه بده خیلی هم خوبه :).خوشمزه تر هم شده بود


3- یه بار خونه خاله جون بودیم دیس برنج رو گذاشته بودن  کف آشزخونه. از اونجا که من هیچ وقت جلوی پام رو نگاه نمیکنم پام رفت روی دیس برنج.

اتفاقا خوشگل تزئین شده بود از اثر پای من  .همه خوردن جز افرادی که در آشپزخونه بودن. چه توهین بزرگی به من شد

4-خاله ام  دست و پاش شکسته بود همه داخل حیاط کنار خاله بودن و منتظر پسر خاله . به من گفتن برو صندلی بیار تا خاله راحت تر باشه.  منم رفتم داخل انباری یه صندلی آوردم که یه پایه نداشت .به محض نشستن ؛خاله جان  کف زمین افتاد و وضعیت از قبل بدتر .این اصلا به من ربطی نداشت


5-همون روز که خاله دست و پا شکسته بود . قبل  از اومدن همه ؛من بالا سر خاله بودم .خاله روی پله؛ در حیاط نشسته بود دستش خونی بود و شکسته. منم شیلنگ آب آوردم تا دستاش رو بشوره خب آتل بندی نمیدونستم ..خاله هم دستهاش رو شست .اگه شکستگی کم بود بیشتر شد






 


اولین نفر شدم :)
بله :)
خوش اومدید
يكشنبه ۱۶ ارديبهشت ۹۷ , ۲۰:۱۰ علیرضا امیدیان نسب
:)
:)
همه ی اتفاقا فقط سوءتفاهم بوده اصلا به شما ربطی نداشته😂😂
درود بر شما 
من هم همین رو میگم :)
يكشنبه ۱۶ ارديبهشت ۹۷ , ۲۰:۳۸ 👑هــَمــٰزاٰدِ نــــیلـــگــونـــــ ...
ویییی طولانیع..😷😷

برمیگردم موخونم

میدونی کع خستمع😋
سلام 
باشه عزیزم :))

خدا قوت
تا باشه از این سوتیا
ممنون از نگاه شما :)))
سوتی رو که همه می دن من یک بار میخواستم اسم داداشمو بگم اسم کسی که دوشت داشتمو گفتم دیگه بقیش بماند
آخ آخ این خیلی وحشت ناک بود
اون برنجه و قضیه ی خاله جان خیلی وحشتناک بووددد :)))😲
هیییی عزیزم 
پیش میاد دیگه 😊😉
اینا که سوتی نیست.پیش میاد خواهر 
:-)
حق با آجی خودمه 
قربونت برم مهربونم ❤
سلام :)

اینا در مورد شما طبیعیه حاج خانم :))))
سلام جناب قدح :)

کاش شما روزانه نویس بودید 
حیف حیف نیستید 
من اهل جبران هستم 😁
وای من یه سوتی گنده دادمم 
یه مدت یکی از دوستام هی میگفت 
آمو  کسی  سیلین  میخورم اما عفونت دندونم خوب نمیشه 
وای ک چقد خندیدیم 
یک ساعت پیش اومدم خونه 
عمه خانوم شوهرش دخترش پسرش عروسش 
همه نشستن
من یهو گفتم مامان یه آمو کسی سیلین بده گلوم درد میکنه 
ملت  رفتن رو هوا 
حالا نمیشد ثابت کنم ک چرا اینطور گفتم 
تو اموکسی سیلین رو جدا بخون
ای وای خخخخ
بازم میگی یا نه؟خخخخ
عزیزمییی :*
فدات بشم من 😍😘😘
آره خوب پیش میاد:))))
خیلی پیش میاد 😂😂
میدونی یه بار به یه نفر اشتباهی از سر بی حواسی گاو گفتم!(بیچاره از بس خوش خوره بقیه بخاطر لجبازی بهش گاو میگن:(((  ) منم نمیخواستم بگم، ولی گفتم😣😣😣
اون نفر فامیل نزدیک نزدیکمه، هروقت چشم تو چشم میشیم یادم از اون روز میاد دلم میخواد یه کاردی از هوا فرود بیاد توی سرم..
همسن هستیم، و مسئله بزرگ تر کوچک تر نیست ولی بازم.....



آخی عزیزم 
تو که یه بار گفتی اشکال نداره اینقدر خودت رو اذیت نکن 
خدانکنه عزیزم.
راستی رز قلمه زدم ها.بگیره بهت میگم.
هرروز باید آب بدم؟
فدای مهربونیات 
چه خوب .کار خوبی انجام دادی 
من هر وقت ببینم گلدون خاکش خشک شده و نیاز به اب داره 
آب به گل میدم 
هر دو روز یه بار 😊
آهان. چشم
مرسی گلم
خواهش میکنم قربونت برم:)
اره تو ذهنم همین ثبت شد دیگ 
احتمال سوتی دوبارم هس😂
من همیشه به خانواه میگم بعضی رفتارها رو  تکرار نکنید گاهی اوقات در جمع میگید
ولی خب جدید و جالب بود :)))
نظر دادن تنها برای اعضای بیان ممکن است.
اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.
زنگ انشا فرصتی برای از خود گفتن و به خود باوری رسیدن زنگی برای زیبا دیدن و زیبا اندیشیدن
نویسندگان
Designed By Erfan Powered by Bayan