زنگ انشاء

کسی که زنگ انشاء رو دوست نداشت ولی الان دوست داره بنویسه

بیخوابی

چند شبِ میخوام زود بخوابم ولی بدتر شده دیشب تا 6 بیدار بودم

وقتی کسی خوابیده باشه سعی میکنم در تاریکی بدون سر و صدا کارهام رو انجام بدم
  حدود ساعت  5 بدون اینکه لامپ رو روشن کنم رفتم در کابینت رو باز کردم یه مقداری گلاب خوردم چقدر تلخ بود یه مزه خاصی داشت
آخه شنیده بودم یه نصف استکان گلاب کمک میکنه خوب بخوابی 
۵ و نیم بود دوباره رفتم یه مقداری گلاب بخورم .همون لحظه یادم اومد گلاب رو یه کابینت دیگه گذاشتم .اونی که خورده بودم عرق نعنا بود 
از امشب میخوام کتابهای مورد علاقه ام رو اخر شب بخونم تا چشمام خسته بشه و بخوابم 
+فقط اگر در روز پیاده روی زیاد داشته باشم خوب می خوابم 



بازم خوبه سرکه ای چیزی نخوردین که دلالاتتون بپاچه از هم :/

یاد اقواممون افتادم
چند مدت پیش میخواسته عرق نعنا بخوره یه شیشه نوشابه رو سر میکشه بعد معلوم میشه روغن زیتون بوده
مستقیم چکشی رفت بیمارستان :/ 
راست میگیدا 😁
آخی بنده خدا 
خاله ام تعریف میکرد چند وقت پیش پسر خاله ام نصف شب چشم بسته رفته به جای اب یه شیشه سرکه خورده خخخ
بعد خواب از سرش پریده 
ینی تو واقعاً همون لحظه نتونستی تشخیص بدی این گلاب نیست؟😐😂
نه جون گربه محلمون 😂😂😂
وااااای خدا😂😂
مزه اش گنگ بود 😂😕
تقصیر تصمیمته باید تصمیم نگیری=)
سلام 
خخخخ
بد دردیه لعنتی
خیلی هییییی
زنگ انشا فرصتی برای از خود گفتن و به خود باوری رسیدن زنگی برای زیبا دیدن و زیبا اندیشیدن
نویسندگان
Designed By Erfan Powered by Bayan