زنگ انشاء

کسی که زنگ انشاء رو دوست نداشت ولی الان دوست داره بنویسه

بشین پاشو ....

مامان و خواهری تا رسیدن به هدف خسته نمیشن ...

خواهرم  هندزفری گوشیش رو خونه ما پیدا نمیکنه،  فقط شونصد بار من جا به جا شدم 

+خواهر عزیزم مقصد و هدف رو بیخیال،هندزفری من برای تو 

آخه چقدر بشین پاشو ....



کیف 🛍یا کیف 😌😌


عکس العمل من با کلمه  کیف کردی(لذت بردی) در چتها 

در ابتدا 🛍

بعد از دو بار خوندن 😌😌


:|


+عزاداریهاتون قبول 
التماس دعا 

اشک چشم و ترس دل....

بُکَاءُ الْعُیُونِ وَ خَشْیَةُ الْقُلُوبِ رَحْمَةٌ مِنَ اللّهِ».


امام حسین (ع) فرمود: «گریستن چشم‏ها و ترسیدن قلب‏ها، رحمتى از جانب خداست».


(مستدرک الوسائل، ج ۱۱ ص ۲۴۵ ح۳۵ )

از دست دهه نودیا ....

فقط و فقط به خاطر مهسا و پریسا لباسهام رو اتو میزنم و سعی میکنم همیشه مرتب باشم 

قبلنا اگه وقت نبود بدون اینکه لباسهام رو اتو بزنم، بیرون میرفتم (شلخته نیستما یه وقتای واقعا نمیشه)

این دو قلوهای دهه نود ،یه جوری نگات میکنن حس میکنی خیلی نامرتبی ؛دقیقا از سر تا پا تو چک میکنن (اصلا دوست ندارم )،بعدها متوجه شدم همیشه و به همه نگاه می کنند

اوایل که همسایمون شده بودن همیشه حس میکردم لباسهام یا کفش هام مشکلی داره

یه گوشه خیابون می ایستادم کفش ،مانتو ، چادر رو چک  میکردم ؛وقتی مطمئن  میشدم مشکلی نیست به راهم ادامه میدادم 

نگاه این دو قلوها خیلی پر استرس بود 

یادمه یه بار داخل خیابان اونقدر نگاهم به کفشهام بود، که دو تا دختر خانم زمانی که از کنار می گذشتند ،  با هم  می گفتند فکر کنم این کفش ها رو امروز خریده :|



شناخت خداوند و عبادت او

«اَیّهَا النّاسُ! إِنّ اللّهَ جَلّ ذِکْرُهُ مَا خَلَقَ الْعِبَادَ إِلاّ لِیَعْرِفُوهُ، فَإِذَا عَرَفُوهُ عَبَدُوهُ فَإِذَا عَبَدُوهُ اسْتَغْنَوْا بِعِبَادَتِهِ عَنْ عِبَادَةِ مَا سِوَاهُ».

امام حسین (ع) فرمود: «اى مردم! خداوند بندگان را آفرید تا او را بشناسند، آن‏گاه که او را شناختند، پرستش کنند و آن‏گاه که او را پرستیدند، از پرستش غیر او بى‏ نیاز شوند».

(بحار الانوار، ج ۵ ص ۳۱۲ ح۱ )

جیرجیرک

دیشب تا ساعت 5 صبح دنبال دو تا جیرجیرک میگشتم

همه خواب؛ من بیدار...

دمپایی به دست روی پله نشسته؛ آماده کشتن .صدای جیرجیرکها که میامد  پابرهنه داخل حیاطِ تاریک راه می رفتم  تا این دو تا رو پیدا کنم

 با اون صدای گوش خراش میشد تشخیص بدی کجا هستن این حشرات ناخوانده

نزدیک صدا  که میشدی؛ گوشت اذیت میشد  وقتی دور میشدی؛ صدا یه خورده قابل تحمل تر

یکی از اونا رو با دمپایی یکی دیگه رو ابتدا شیلنگ آب گرفتم ؛تا از درز دیوار و پله بیرون بیاد؛  که نشد

سری بعد با چوب نازک باز هم از درز دیوار بیرون نیومد

حسابی کلافه شده بودم

از مایع  حشره کش  استفاده کردم که بالاخره از این دنیا رفت


+خوش به حال افرادی که خواب سنگین هستن






میگما

چرا فعالیت شما ها اینقد کم شده ؟

سؤال و جواب در کلاس درس:)

سؤال و جواب در کلاس درس.

استاد: به نظر شما چرا حضرت محمد(ص)،

دانشجوها: اللهم صل علی محمد و آل محمد!

استاد: بله آفرین! میخواستم از شما بپرسم که چرا حضرت محمد…

 دانشجوها: اللهم صل علی محمد و آل محمد!

استاد:  ان شاء الله! 

به نظر شما چرا حضرت محمد…

دانشجوها : اللهم صل علی محمد و آل محمد!

استاد: لا اله الا الله! چرا آن حضرت…

دانشجوها : کدام حضرت؟

استاد: حضرت محمد!

دانشجوها: اللهم صل علی محمد و آل محمد...!!



:)


منبع :وبلاگ‌ من می نویسد 

مهمان سرزده

دوستی تعریف میکرد :

یک ساعت به ظهر بود ؛خاله ام با عروسها و دامادها اومدن خونه ما دستور دادن برای ما قورمه سبزی بپزین

قورمه سبزی 4 یا 5 ساعت احتیاج داره تا کاملا جا بی افته از مامان انکار از خاله اصرار

تنها راه حل مامان استفاده از زود پز بزرگ و قدیمی بود

مامان تمام مواد رو داخل زود پز قدیمی مادر بزرگ گذاشت و در زود پز رو بست

بعد یک ساعت نه صدایی از زود پز میامد نه بخاری  از سوپاپ خارج میشد

سبزی قورمه راه خروج بخار رو بسته بود

یه لحظه زود پز از روی اجاق گاز به سقف بعد در و دیوار و کابینت پرتاب شد

اونقدر به در و دیوار خورد که در زود پز باز و کل آشپزخونه سبز شد



بی نمک

دوست بی نمکم  شماره همراه منو به یه واسطه امر خیر داده(از اون واسطه امر خیرها که کلی پرونده دارن )

دو بار تماس گرفت ،گفتم نه 

چند بار دیگه هم تماس گرفت این خانم محترم ؛جواب ندادم 

الان پیام میده 🙁

هر شب دوست بی نمکم پیام میده و میخنده 

شما هم از این دوستها دارین؟ 😓😓

+خانواده در جریان نیستن 



۱ ۲ ۳ . . . ۱۴ ۱۵ ۱۶
زنگ انشا فرصتی برای از خود گفتن و به خود باوری رسیدن زنگی برای زیبا دیدن و زیبا اندیشیدن
نویسندگان
Designed By Erfan Powered by Bayan